هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
572
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
آنان را مورد پيگرد و آزار و كشتار قرار دهند و از دشنام دادن به على ( ع ) بر منبرهاى خويش ، فروگذارى نكنند و آنچنان كه همهء مورخان و محدثين نيز متفق القولند ، دستور - شان داد تا فرزندان و كودكان خويش را نيز بدين گونه بار آورند . و اما رواياتى كه حكايت از آن دارند كه امام شرط كرد كه هر آنچه در بيت المال مسلمين در كوفه است متعلق به خودش باشد و هر سال دويست هزار درهم و خراج برخى ايالات در اهواز به دو تعلق گيرد و در بخشش ، بنى هاشم را بر بنى عبد شمس و ديگران ، ترجيح دهد و . . . اين روايات علاوه بر ضعف سندى كه دارند بعيد نيست ساخته و پرداختهء امويها يا عباسيهايى است كه در اين باره دهها روايت جعل كردهاند تا در اذهان چنين وانمود سازند كه امام حسن خلافت را با پول ، عوض كرد و او بجاى پرداختن ، مسائل بزرگ و پراهميت ، فكر و ذكرش متوجه لذتها و شهوتها بوده است اين چنين صحبتى را يكى از حكام عباسى به منظور تحقير برخى حسنيها كه تحمل ستم و بيداد نمىكردند و در اواخر دوران امويها و در دورهء عباسيها هر از گاهى سر به شورش بر مىداشتند ، به زبان آورده بود . و چنانچه شرط اختصاص يافتن هر آنچه در بيت المال كوفه بود به خودش ، صحت داشته باشد اين بدان خاطر بوده كه آن را از دست ستمگران و طاغوتيان ، نجات بخشد و خود بر يتيمان مسلمان و فقراى كوفه و ديگر نيازمندان ، انفاق كند همچنانكه با اموال خويش نيز چنين مىكرد و اين هم درست است كه او سه بار اموالش را تقسيم كرد و دو بار هم تمامى آنها را بذل و بخشش كرد و اگر اين اموال بيت المال ، در تصرف معاويه باقى مىماند صرف فسق و فجور و كارهاى ناروا مىشد و به جيب يارانش سرازير مىشد كه همچون عمرو بن العاص و الاشعث بن قيس و « المغيرة بن شعبه » و ديگر ياران و پيروان و مفسدين فى الارض ، دين خود را فروخته بودند .